تعاونیها؛ نقشه حضور واقعی مردم در اقتصاد
- shrc
- شهریور ماه 1405
اقتصاد زمانی مردمی میشود که مردم فقط مصرفکننده و تأمینکننده نقدینگی نباشند، بلکه در مالکیت، تصمیمگیری، نظارت و منافع اقتصادی نیز سهم داشته باشند. تعاونیها، اگر بر مبنای اصول و فلسفه واقعی خود اداره شوند، میتوانند سرمایهها و توانهای پراکنده مردم را به نیرویی منسجم و سازمانیافته برای نقشآفرینی در اقتصاد و تقویت امنیت اقتصادی کشور تبدیل کنند.
تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که حضور سازمانیافته مردم، یکی از پایههای عبور از بحرانها و حفظ ثبات کشور است. مردم هرگاه خود را بخشی از میدان دانستهاند، به عاملی مؤثر در افزایش تابآوری کشور تبدیل شدهاند. بااینحال، این منطق هنوز بهطور کامل به عرصه اقتصاد منتقل نشده است؛ زیرا نقش بخش بزرگی از مردم همچنان به مصرفکننده، پساندازکننده و تأمینکننده منابع مالی محدود مانده و کمتر بستری فراهم شده است که آنان همزمان «مالک»، «تصمیمگیر»، «ناظر» و «بهرهمند از منافع» فعالیت اقتصادی باشند.
در شرایط فشارها و تهدیدهای اقتصادی، حضور مردم در اقتصاد نیز مانند سایر عرصهها نیازمند یک الگوی نهادی روشن، پاسخگو و عادلانه است. سرمایهها، مهارتها و ظرفیتهای پراکنده مردم بدون سازماندهی و ساختار مناسب، به نیرویی مؤثر در اقتصاد تبدیل نمیشوند.
تعاونی یکی از مهمترین الگوهایی است که میتواند این ظرفیت را فراهم کند؛ زیرا با تبدیل مردم از تأمینکننده صرف منابع به صاحبان واقعی فعالیت اقتصادی، زمینه مشارکت آنان در مالکیت، تصمیمگیری، نظارت و بهرهمندی از منافع اقتصادی را فراهم میسازد و میتواند به تقویت امنیت اقتصادی کشور کمک کند.
رهبر شهید انقلاب بارها بر همین معنای حقیقی از مشارکت تأکید کردهاند. در سخنرانی نوروزی سال ۱۴۰۳، دستیابی به شکوفایی اقتصادی همراه با عدالت را بدون حضور مردم ناممکن دانستند [۱] و در دیدار کارگران همان سال تصریح کردند که جهش تولید با ورود مردم، بهویژه به میدان تولید، تحقق پیدا میکند [۲]. در بیانی دیگر نیز تأکید شده است که دولت باید نقش هدایتگر و تنظیمگر داشته باشد و راه عاملیت اقتصادی مردم را باز کند؛ زیرا این حضور، کشور را نیرومند و اقتصاد را باثبات میکند [۳]. ایشان در دیدار مردم قم نیز بخشی از ضعفهای اقتصادی را نتیجه غیبت مردم از صحنه دانستند [۴]. پس مردمیسازی اقتصاد یک توصیه حاشیهای یا برنامه تبلیغاتی نیست؛ بخشی از منطق پیشرفت، عدالت و تابآوری کشور است.
البته میان «استفاده از منابع مردم» و «مشارکت واقعی مردم» تفاوتی اساسی وجود دارد. مشارکت واقعی زمانی شکل میگیرد که مردم در مالکیت سهیم باشند، در تصمیمگیری صدایی مؤثر داشته باشند، بتوانند بر عملکرد مدیران نظارت کنند و سهم عادلانهای از منافع فعالیت اقتصادی ببرند. اگر مردم فقط سرمایه خود را وارد یک فعالیت کنند، اما اختیار تصمیمگیری و نظارت در دست گروهی دیگر باقی بماند، آنان همچنان تأمینکننده منابع مالیاند، نه کنشگر واقعی اقتصاد.
از همین رو، مردمیسازی اقتصاد پیش از آنکه به پول مردم نیاز داشته باشد، به «نهاد» نیاز دارد؛ نهادی که بتواند میان سرمایه و حق تصمیمگیری، میان منفعت فردی و خیر جمعی و میان کارآمدی اقتصادی و عدالت تعادل برقرار کند. در میان الگوهای موجود، تعاونی یکی از نزدیکترین ساختارها به چنین تعریفی است.
تفاوت بنیادی تعاونی با بنگاههای صرفاً سرمایهمحور در جایگاه انسان در ساختار اقتصادی است. در بنگاههای سرمایهمحور، قدرت و میزان اثرگذاری افراد عمدتاً بر اساس میزان سرمایه تعیین میشود؛ اما در تعاونی، افراد صرفاً سرمایهگذار یا مشتری نیستند، بلکه بهعنوان «عضو» در فعالیت اقتصادی عاملیت دارند. این عاملیت به معنای برخورداری از نقش واقعی در مالکیت، تصمیمگیری، نظارت و بهرهمندی از منافع فعالیت اقتصادی است.
بر همین اساس، یکی از اصول بنیادین تعاون، «هر عضو، یک رأی» است؛ اصلی که از تبدیل سرمایه بیشتر به قدرت نامحدود تصمیمگیری جلوگیری میکند و جایگاه عضو را فراتر از یک سهامدار صرف تعریف میکند. در تعاونی، فعالیت اقتصادی بر پایه نیاز مشترک اعضا شکل میگیرد و منافع حاصل از آن نیز مطابق قواعد تعاونی میان اعضا توزیع یا برای توسعه مجموعه حفظ میشود.
از این جهت، تعاونی میتواند مالکیت مردمی را از یک عنوان صوری به یک رابطه واقعی حقوقی و اقتصادی تبدیل کند. اعضا نهفقط سرمایه وارد مجموعه میکنند، بلکه درباره مسیر فعالیت آن تصمیم میگیرند، مدیران را انتخاب میکنند، عملکرد آنان را مورد نظارت قرار میدهند و از نتایج فعالیت اقتصادی بهرهمند میشوند.
بااینحال، «تعاونی» یک عنوان جادویی نیست. هر مجموعهای که نام تعاونی داشته باشد، الزاماً مردمی، کارآمد یا عادلانه نیست. تعاونی موفق علاوه بر رعایت هفت اصل تعاون (عضویت داوطلبانه، کنترل دموکراتیک اعضا، مشارکت اقتصادی اعضا، استقلال، آموزش، همکاری میان تعاونیها و توجه به جامعه) [۵]، به نیاز مشترک واقعی، اعتماد میان اعضا، شفافیت مالی، آموزش، نظارت مؤثر و مدیریت حرفهای نیاز دارد. اگر اعضا مجمع عمومی را جدی نگیرند، به اطلاعات دسترسی نداشته باشند یا مدیران در برابر آنان پاسخگو نباشند، تعاونی نیز میتواند از فلسفه اصلی خود فاصله بگیرد. مزیت این الگو در آن است که ابزارهای لازم برای مشارکت واقعی مردم را در ساختار خود جای داده است؛ اما بالفعلشدن این ظرفیت به اجرای صحیح این اصول بستگی دارد.
یکی از سادهترین عرصهها برای آغاز چنین تجربهای، تعاونیهای مصرف محلی است. خانوادههای یک محله هر روز نیازهای مشترکی به کالاهایی مانند لبنیات، تخممرغ، مواد شوینده، پوشاک و لوازمالتحریر دارند. هر خانواده بهتنهایی قدرت چانهزنی محدودی دارد، اما اگر صدها خانواده تقاضای خود را در قالب یک تعاونی تجمیع کنند، میتوانند مستقیماً با تولیدکنندگان معتبر و منصف قرارداد ببندند، بخشی از واسطههای غیرضروری را کاهش دهند و بر قیمت، کیفیت و نحوه توزیع کالا نظارت کنند.
در چنین الگویی، مصرفکننده دیگر فردی منفعل در انتهای زنجیره نیست، بلکه در سازماندهی بخشی از زنجیره تأمین کالاهای موردنیاز خود مشارکت میکند. برای مثال، یک تعاونی مصرف محلی میتواند ابتدا نیاز اعضا به شیر، ماست، پنیر و تخممرغ را برآورد کرده و سپس با دامداریها، مرغداریها یا واحدهای تولیدی محلی و منطقهای قرارداد مستقیم منعقد کند. نتیجه این سازوکار فقط امکان خرید مناسبتر نیست؛ افزایش قدرت نظارت بر کیفیت، ثبات نسبی عرضه، حمایت از تولیدکننده محلی و ایجاد ظرفیتهای جدید اشتغال نیز میتواند از پیامدهای آن باشد.
منافع حاصل از این فعالیت نیز میتواند مطابق اساسنامه و قواعد تعاونی میان اعضا توزیع شود یا برای توسعه فعالیتهای بعدی ذخیره گردد. همین ویژگی، تفاوت اساسی آن را با رابطه معمول فروشنده و مصرفکننده نشان میدهد؛ زیرا اعضا علاوه بر خرید کالا، در مالکیت و منافع نهادی که این فرایند را سازماندهی میکند نیز سهیماند.
اگر این همکاری در طول زمان پایدار بماند و اعتماد و سرمایه لازم شکل بگیرد، تعاونی میتواند بهتدریج فعالیت خود را در بخشهای بیشتری از زنجیره تأمین گسترش دهد و حتی به سمت تولید حرکت کند. در این صورت، مسیری از «خرید مشترک» به «سرمایهگذاری مشترک» و سپس «تولید و اشتغال مشترک» شکل میگیرد؛ مسیری که نه از یک سرمایهگذاری بزرگ اولیه، بلکه از همکاری تدریجی مردم و انباشت اعتماد، تجربه و سرمایه آغاز شده است.
ظرفیت اصلی تعاونیها زمانی آشکارتر میشود که این واحدهای محلی و کوچک به یکدیگر متصل شوند. قرار نیست یک تعاونی محلی بهتنهایی وارد پروژههای بزرگ صنعتی، معدنی یا زیرساختی شود. اما تعاونیهای متعدد میتوانند در قالب اتحادیهها، تعاونیهای ثانویه، شبکهها یا کنسرسیومها منابع خود را تجمیع کنند، خدمات مالی، حقوقی و مدیریتی مشترک دریافت کنند، از مدیران حرفهای بهره ببرند و بهتدریج وارد فعالیتهایی شوند که از توان یک تعاونی منفرد خارج است.
در چنین ساختاری، مقیاس فعالیت اقتصادی افزایش مییابد، بدون آنکه الزاماً مالکیت مردمی از میان برود. تأکید رهبرشهید انقلاب بر ظرفیت تعاونیها نیز ناظر به همین ویژگی است: تعاونیها میتوانند سرمایههای خرد را تجمیع کنند، افراد را توانمند سازند، اشتغال به وجود آورند و از طریق همکاری و شبکهشدن، مجموعههایی بزرگ و اثرگذار ایجاد کنند
تجربه پیشگامان راچدیل در انگلستان نشان داد که چگونه یک نیاز ساده و مشترک مصرفی میتواند نقطه آغاز شکلگیری یک الگوی پایدار تعاون باشد [۶]. تجربه موندراگون در اسپانیا نیز نشان میدهد که تعاونی، اگر با شبکه مالی، آموزش، پژوهش، نوآوری و مدیریت حرفهای همراه شود، میتواند از سطح یک فعالیت کوچک محلی فراتر رود و به مجموعهای بزرگ و متنوع تبدیل شود
در ایران نیز نمونههایی مانند تعاونی شباهنگ، تعاونی نیروگاه خورشیدی خلیلآباد و برخی تعاونیهای منطقه گرمسار و آرادان، از زوایای مختلف ظرفیت کنش جمعی مردم را قابل مطالعه کردهاند. مقصود از اشاره به این نمونهها نسخهبرداری از آنها نیست؛ نکته اصلی این است که سرمایههای خرد و ظرفیتهای کوچک، هنگامی که با اعتماد، دانش، مدیریت و سازمان همراه شوند، الزاماً خرد و پراکنده باقی نمیمانند
از این منظر، تعاونی بستری است که میتواند «نیاز مشترک» را به «تصمیم مشترک»، تصمیم مشترک را به «سرمایه و اقدام مشترک» و سرمایه مشترک را به «تولید، اشتغال و منفعت مشترک» تبدیل کند. اهمیت تعاونی دقیقاً در همین فرایند است؛ اینکه برای همکاری اقتصادی مردم، صرفاً دعوت و شعار ارائه نمیکند، بلکه یک ساختار حقوقی و سازمانی در اختیار آنان قرار میدهد.
اگر در جنگ اقتصادی به حضور مردم نیاز داریم، نمیتوان جایگاه آنان را به مصرفکننده، مشتری یا تأمینکننده منابع مالی محدود کرد. مردمیسازی زمانی معنا پیدا میکند که مردم بتوانند در اقتصاد مالکیت داشته باشند، تصمیم بگیرند، نظارت کنند و از نتیجه فعالیت خود بهره ببرند. تعاونیها، اگر بر اساس اصول واقعی خود شکل بگیرند و با شفافیت، نظارت اعضا و مدیریت حرفهای اداره شوند، میتوانند یکی از مهمترین بسترهای تحقق این مالکیت و نقشآفرینی مردمی در اقتصاد باشند.
منابع مورد استناد
بیانات رهبر انقلاب در سخنرانی نوروزی در جمع اقشار مختلف مردم، ۱ فروردین ۱۴۰۳.
بیانات رهبر انقلاب در دیدار کارگران، ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳.
بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسئولان نظام، ۱۵ فروردین ۱۴۰۳.
بیانات رهبر انقلاب در دیدار مردم قم، ۱۹ دی ۱۴۰۲.
بیانات رهبر انقلاب در دیدار جمعی از تولیدکنندگان، کارآفرینان و فعالان اقتصادی، ۲۸ آبان ۱۳۹۸.
International Co-operative Alliance (ICA). Our history: The Rochdale Pioneers and the origins of the modern cooperative movement. International Co-operative Alliance. Available at:
https://ica.coop/en/cooperatives/history-cooperative-movement
MONDRAGON Corporation. About Us: Cooperative business project, history and organisational model. MONDRAGON Corporation. Available at:https://www.mondragon corporation.com/en/about-us/
نیروگاه خورشیدی مشارکتی خلیلآباد
خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا). (۱۴۰۳). ساخت بزرگترین نیروگاه خورشیدی مشارکتی کشور؛ ۷۰ درصد پیشرفت داشته است. خبرگزاری جمهوری اسلامی. بازیابی از:
https://www.irna.ir/news/85755711/
تعاونیهای گرمسار و آرادان
خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا). (۱۴۰۳). خودکفایی عشایر گرمسار و آرادان از پلههای تعاونی. خبرگزاری جمهوری اسلامی. بازیابی از:
https://www.irna.ir/news/85762129/